خلاصه داستان: داستان دو خانواده، یکی سوری و دیگری لبنانی است که در شرایط سخت و چالشهای زیادی با هم متحد شدهاند، اما وقتی زین عاشق علیا، دختر خانواده دیگر میشود، همه چیز سختتر میشود.
خلاصه داستان: یازان پیشخدمتی است که زندگیاش فقط به پارک کردن خودروها محدود نمیشود. او ناخواسته وارد مسیری میشود که با یک دروغ آغاز شده؛ دروغی که در آن خود را فرزند یک مرد ثروتمند معرفی میکند. با ورود لارا، همهچیز رنگ دیگری میگیرد. عشقی شکل میگیرد که آنها را به مسیری پرچالش میکشاند؛ جایی که مرز میان واقعیت و هویت کمکم کمرنگ میشود، اما احساسات هنوز زنده و پرحرارت باقی ماندهاند.
خلاصه داستان: خیانت شده توسط دوستانش و زنی که او دوست داشت ، MAJD زندانی است اما شکسته نشده است. پس از فرار با چهره و نام جدید - Aser - او با یک هدف برگشت: انتقام.
خلاصه داستان: بعد از اینکه یک بالرینا بینایی خود را از دست داد ، او برای یک پناهنده سوری سقوط می کند. اما وقتی پدرش عاشقانه خود را منع می کند ، اونسی ، صاحب تئاتر ، شروع تازه ای را به او ارائه می دهد.
خلاصه داستان: زمانی که فارس از سوریه باز میگردد تا رستوران والدینش را در شهر «نصر الجبل» لبنان بازگشایی کند، شایعاتی که سالها پیش صاحبخانه قدرتمند فوزی را به قتل آنها متهم میکردند، تحت تأثیر قرار میدهد. حقیقتی که ناگزیر به تهدید می شود...
خلاصه داستان: استاد متهم به قتل دوست دخترش است. در جریان این پرونده، قطعات موسیقی نادری کشف میشود و بیماری پارکینسون مانع از ادامه کار استاد با موسیقیای میشود که برای آن زندگی میکرد.