خلاصه داستان: سریال پاکستانی Aye Ishq e Junoon داستان زندگی ایمان، دختری سختکوش از خانوادهای متوسط را روایت میکند که برای حمایت از خانوادهاش تلاش میکند. زندگی او زمانی دگرگون میشود که با رحیم نواز، مردی مسئولیتپذیر از خانوادهای ثروتمند و صاحب کسبوکار هتلداری، روبهرو میشود. اما یک حادثه تلخ و تصمیمی اشتباه، آرامش این خانواده را از بین میبرد و مسیر زندگی همه شخصیتها را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: این سریال زندگی اورهان خان، دومین سلطان امپراتوری عثمانی را به تصویر میکشد. داستان، پس از دوران تأسیس امپراتوری عثمانی، به دوره رشد و گسترش آن میپردازد و کنارهگیری عثمان غازی از سلطنت و به قدرت رسیدن اورهان خان را روایت میکند. در این سریال، مبارزات سیاسی و نظامی آن دوران، جنگهای سخت با امپراتوری بیزانس و همچنین نبردهای میان اورهان خان و امپراتوری مغول که در آن زمان ضعیف شده بود به نمایش گذاشته میشود. از سوی دیگر، فتح بورسا نیز از رویدادهای مهم داستان خواهد بود.
خلاصه داستان: داستان دربارهی مردی به نام یوسف هست که به عنوان راننده تاکسی شبانه کار میکنه تا پول جمع کنه و زندگی خوبی با نامزدش هَزان بسازه. اما بعد از یک اتفاق دردناک خانوادگی، مسیر زندگیش عوض میشه و تصمیم میگیره انتقام بزرگی بگیره. هدف اصلیش هم شخصی به نام دیلا هست.
خلاصه داستان: سریال زشت یک درام عاشقانه ترکی است که داستان زندگی مریم را روایت میکند؛ دختری که پس از کودکی سخت، با امید به عشق و زندگی بهتر ادامه میدهد. سالها بعد، او دوباره با کادیر—دوست قدیمیاش که حالا مردی قدرتمند و جاهطلب شده—روبهرو میشود. این دیدار، عشقی قدیمی را زنده میکند، اما در میان رازهای پنهان، اختلافات و چالشهای بزرگ، سرنوشت آنها را به مسیری پیچیده میکشاند.
خلاصه داستان: داستان سه خواهر و موانعی که باید بر آنها غلبه کنند گفته می شود. با ازدواج ترکان ابرهای تیره ای بر سر خانواده می چرخد و هیچ چیز مثل قبل نمی شود.
خلاصه داستان: داستان درباره اوزان، یک پزشک جوان و آرمانگراست که زندگیاش زمانی دگرگون میشود که مسیرش بهطور غیرمنتظره با کنان، یکی از قدرتمندترین سردستههای جنایت در ترکیه، تلاقی پیدا میکند.
خلاصه داستان: بعد از اینکه جمال همسر و دو فرزندش را ترک میکند، آسیه پس از یک اتفاق غمانگیز با تصمیم فرار با بچهها مواجه میشود، اما غافل از اینکه پناه بردن به عمارت دمیرهان به لطف غریبه ماهیر، نجاتی نیست.
خلاصه داستان: رویارویی بین اینسیلا، دستیار مطرود ناز و مته شروع به تغییر مسیر آینده ناز می کند، جایی که او همه چیز را با مته با اشتیاق سمی برنامه ریزی می کند.
خلاصه داستان: سعدی پایاسلی که به عنوان معلم جغرافیا در دبیرستان قرابایر منصوب می شود، با پشت سر گذاشتن گذشته کثیف خود، با پنج جوان از مدرسه اصلاحات از مسیر عبور می کند.