خلاصه داستان: اوزگه دختری که شش سال است بعنوان آشپز کار میکند و زندگی متوسط رو به پایینی داشته و آرات گیرایلی، ولیعهد یکی از ریشهدارترین و ثروتمندترین خانوادههای ترکیه با هم روبرو میشوند و خیلی زود عاشق هم شده و ازدواج میکنند. اوزگه با ورود به عمارت گیرایلیها، به یکباره از دنیای عشق به دنیای دسیسهها منتقل میشود. خشمهای ناگهانی شوهرش، جاهطلبی خواهرش و مرگ مشکوک ژاله، همسر آرات، مثل سایهای همیشه دنبال اوزگه خواهند بود…
خلاصه داستان: سریال پر از دسیسه، عشق، تعلیق و هیجان، داستان تکان دهنده سبنم را روایت می کند که با بی عدالتی های بزرگی به زندگی رسید، برای غلبه بر آنها سخت تلاش کرد، کارهای لازم را انجام داد و اکنون سعی می کند از شر او خلاص شود. ...
خلاصه داستان: خانی ظالم به اسم جلال خان وارد دهکده درخت نارون میشود و به ظلم و زور زمینهای تمام اهالی را غصب میکند ولی عثمان خان زیر بار نمیرود و در نهایت به دست جلال خان کشته میشود. از طرفی جلال خان صاحب فرزند پسری نمیشد و همسرش را تهدید کرده بود که اگر دوباره دختر بزاید هم او و هم دخترانش را خواهد کشت ولی باز تقدیر مصمم بود که موسایی در خانه فرعون رشد پیدا کند و در پی ماجراهایی پسر عثمان خان، بدون اطلاع جلال خان در خانهی او بزرگ شد…
خلاصه داستان: این سریال درباره سرنوشت در هم تنیده لونت (اوزجان دنیز)، که یک شخصیت سکولار است، و مریم (اوزگو نامال) می باشد که در فرقه ای متعصب زندگی می کند و با وجود اختلاف عقاید، قدرت متحد کننده مادری/پدری در مورد “فرزند” آنها به هم نزدیک میکند. ...
خلاصه داستان: داستان عشق دیوانه و پرشور دو جوان که مسیرهایشان در یک تاکستان تلاقی می کند. این در مورد آزمون عشق و مبارزه Kerem و Sevda، مردم دو جهان متفاوت است.
خلاصه داستان: در طی داستان سریال چراغ امیدی برای جوانان و خانوادههای آنها که با دوران نوجوانی دست و پنجه نرم میکنند، ارائه میشود. دکتر نیلوفر (با بازی بیرجه آکالای) سعی دارد اسرار ذهن انسانها را کشف کند. او به عنوان یک دکتر حرفهای، به خاطر درک منحصر به فردش از ذهن نوجوانان، همیشه یک قدم نسبت به دیگر همکارانش جلوتر است.
خلاصه داستان: عایشه (فوندا ارییت) سالها به اتهام قتل همسرش در زندان بوده است. پس از آزادی، تنها آرزویش این است که دوباره دخترش زینب را در آغوش بگیرد — دختری که سالها پیش از او جدا شده است. اما زینب حالا توسط مردی به نام کمال (جانر سیندورک) به فرزندی پذیرفته شده و هیچ اطلاعی از هویت واقعی مادرش ندارد.
عایشه برای رسیدن دوباره به فرزندش، باید اعتماد — و شاید حتی قلب — کمال را به دست آورد. در این مسیر، بزرگترین مانع او سونا (زرّین تِکیندور) است، مادرشوهر سابقش که مرگ پسرش را تقصیر عایشه میداند و تشنهی انتقام است. این سریال درام ترکی اقتباسی از سریال کرهای «دروغ پس از دروغ» است.
خلاصه داستان: آزرا، عروس یکی از اصیلترین و قدیمیترین خانوادههای ترکیه، یعنی خانوادهی «کارااسلان»، پس از آنکه زندگیاش در یک شب بهکلی دگرگون میشود، همراه دخترش پا به راهی میگذارد که بازگشتی ندارد. اما وقتی دستگیر میشود، ناچار میشود دخترش را پشت سر بگذارد.
تنها یک راه برای دیدار دوباره با فرزندش دارد: باید چهرهاش را تغییر دهد، با هویتی کاملاً تازه به آن عمارت برگردد و همهی رازهای شوهرش امیرهان و خانوادهاش را فاش کند. به این ترتیب، هم خودش و هم دخترش را از آن جهنم نجات خواهد داد. در این نبرد بیامان، مسیر آزرا با «باریش»، جراح زیبایی موفقی، تلاقی میکند. اما سرنوشت، بازی سختتری برایش رقم میزند.
آزرا پس از عمل جراحی حافظهاش را از دست میدهد و در جهانی پر از ابهام چشم باز میکند.
در حالیکه همراه باریش به دنبال ردپای گذشتهاش میگردد، تماسی مرموز دریافت میکند که او را دوباره به عمارت کارااسلان میکشاند؛ جایی که زمانی بانوی آن خانه بود، اما این بار به عنوان غریبه ای در آینه بازمیگردد.
خلاصه داستان: کارسو مادری فداکار است که به تازگی سومین بچهاش را بدنیا آورده است، در مقابل مادر کارسو مدام از مسئولیت پذیری فرار میکند. کارسو با اعتماد به مادرش پسرش را به او میسپارد ولی اتفاق خیلی بدی برای بچه میافتد و …