خلاصه داستان: این دریا طغیان خواهد کرد» داستان نبرد بیپایان دو خانواده دشمن را در طبیعت خشن و ناآرام کارادنیز(دریای سیاه) به تصویر میکشد. سریال به دشمنی دیرینه میان «عادل» و «اسمه»، درگیریهای خانوادگی و حوادث غیرمنتظرهای میپردازد که تنشها را هرچه بیشتر شعلهور میکند.
خلاصه داستان: داستان دوعان را روایت میکند، مردی که تلاش میکند از گذشته تاریک خانوادهاش فاصله بگیرد و زندگی جدیدی آغاز کند، اما با گذشت سالها مجبور میشود با رازها و تعارضهایی روبهرو شود که سالها پنهان ماندهاند.
خلاصه داستان: سرهات تجر، مردی است که با همسر و دو دخترش زندگی آرام و خوشبختی دارد؛ اما دنیای او با فاش شدن حقیقتی غیرمنتظره ویران میشود.
عشق بزرگ زندگیاش، همسرش برّاق، رازی را سالها از همه پنهان کرده است — رازی که زندگی همه را زیر و رو میکند: او فرزندی دیگر دارد… دختری به نام «کادر» .
خلاصه داستان: سریال چشمهایش دریای سیاه روایتی احساسی و پرتنش از زندگی مردی به نام ازیل است؛ مردی که پس از مرگ زنی که سالها او را مادر خود میدانست، با رازهای بزرگی از گذشتهاش روبهرو میشود.
خلاصه داستان: پس از دریافت قلب ملیکه آلکان، اصلین وارد دنیایی از اندوه، قدرت و عشق میشود. اما یک سؤال همه را رها نمیکند: آیا مرگ ملیکه یک حادثه بود یا قتل؟
خلاصه داستان: داستان سریال درباره کنان کوزان با بازی بوراک اوزچیویت است؛ مردی که در میان خانوادهای قدرتمند و سنتی بزرگ شده و زندگیاش با ورود دوباره یک عشق قدیمی دستخوش تغییرات بزرگی میشود.
خلاصه داستان: داستان سریال حول محور کریم (با بازی ملیح اوزکایا) و اکرین (با بازی مروه کانسو) میچرخد. کریم معتقد است که پدر اکرین مسئول قتل پدر اوست. رابطه آنها با دشمنی آغاز میشود، اما به مرور زمان، این دو برای یافتن قاتل واقعی با یکدیگر همکاری میکنند. با هر مانعی که بر سر راهشان قرار میگیرد، پیوند آنها قویتر میشود و در نهایت، عشقی غیرممکن بینشان شکل میگیرد.
خلاصه داستان: Jae-Hyun و Ji-Soo وقتی دانشجویان دانشگاه بودند عاشق شدند. بیست سال بعد ، آنها یک بار دیگر از مسیرها عبور می کنند: Jae-Hyun به یک تاجر موفق تبدیل شده است ، در حالی که Ji-Soo یک مادر و یک کارگر پیمانکار است که دشوار است ...