خلاصه داستان: پس از دریافت قلب ملیکه آلکان، اصلین وارد دنیایی از اندوه، قدرت و عشق میشود. اما یک سؤال همه را رها نمیکند: آیا مرگ ملیکه یک حادثه بود یا قتل؟
خلاصه داستان: بعد از اینکه جمال همسر و دو فرزندش را ترک میکند، آسیه پس از یک اتفاق غمانگیز با تصمیم فرار با بچهها مواجه میشود، اما غافل از اینکه پناه بردن به عمارت دمیرهان به لطف غریبه ماهیر، نجاتی نیست.
خلاصه داستان: رویارویی بین اینسیلا، دستیار مطرود ناز و مته شروع به تغییر مسیر آینده ناز می کند، جایی که او همه چیز را با مته با اشتیاق سمی برنامه ریزی می کند.
خلاصه داستان: سعدی پایاسلی که به عنوان معلم جغرافیا در دبیرستان قرابایر منصوب می شود، با پشت سر گذاشتن گذشته کثیف خود، با پنج جوان از مدرسه اصلاحات از مسیر عبور می کند.
خلاصه داستان: تولگا یک بازیگر جوان در اوج شهرت است اما ناراضی است، در حالی که آسیا یک منشی است که در یک مرکز خرید کار می کند و آرزوی تحصیل در دانشگاه را دارد.
خلاصه داستان: در مواجهه با طلاق ، سلیم می آموزد که همسرش میرا به طور قطع بیمار است و برای پیروزی او می جنگد. اما با وجود عشق و اسرار گذشته ، پیوند شکننده آنها بین عشق ، وفاداری و شانس دوم آزمایش می شود.
خلاصه داستان: در میان مبارزات و چالش های در هم تنیده در زندگی پنج مادر ، معلم مریم تصمیم می گیرد تا یکی از دانش آموزان خود را از مادر و ناپدری ظالمانه نجات دهد.
خلاصه داستان: بعد از اینکه پسر نورییا گرفته شد ، او با سانتیاگو ملاقات می کند. این دو به علی رغم چالش هایی که با آنها روبرو هستند ، به نیروهای خود می پیوندند.