خلاصه داستان: الیف که مادرش را در سنین جوانی از دست داد، خواهری فداکار است که از خواهر و برادرهایش سیر و نارین حمایت می کند. در حالی که الیف زندگی پر از مشکلاتی را سپری می کند، خواهر کوچکترش نارین را از دست می دهد و تنها سیفر با او می ماند....
خلاصه داستان: ساریا، خواننده جوان و زیبا، درگیر زندگی خانواده ریشه دار بوران بورسا به عنوان همسر بزرگترین پسر فاروک می شود و تمام رازهای خانواده شروع به کشف شدن می کند.
خلاصه داستان: دیلک، مادری تنها و درگیر مشکلات مالی، برای تأمین هزینههای زندگی مجبور میشود کارهای مختلفی انجام دهد. در یکی از شبها، او مسافری مرموز را سوار میکند؛ مسافری که پیشنهادی خطرناک و وسوسهانگیز به او میدهد. قبول این پیشنهاد، زندگی دیلک و فرزندانش را وارد دنیایی از جرم، تعقیب، راز و خطر میکند؛ جایی که هر تصمیم میتواند پیامدی غیرقابل پیشبینی داشته باشد.
خلاصه داستان: سریال گلهای برفی (Kardelenler) حول محور تجدید دیدار خانوادگی پس از سالها دوری میچرخد. آنچه بهعنوان یک شام شاد خانوادگی برای خواهران و برادران آغاز میشود، به شبی از مواجهههای غیرمنتظره تبدیل میگردد که به نتیجهای غیرقابل پیشبینی منتهی میشود. پس از آن شب، هیچچیز در زندگی آنها مانند قبل نخواهد بود.
خلاصه داستان: در داستانی که به ترتیبی اتفاق می افتد که حق قوی نیست، اما قوی حق است; نبرد بزرگ برای عدالت توسط یک جوان بی گناه در یک محله فقیر نشین علیه صاحبان واقعی نظم روایت می شود. اوموت که توانایی حافظه خارقالعادهای دارد، هر لحظه را که تجربه میکند تا کوچکترین جزئیات به یاد میآورد. او دوباره از این حافظه فوق العاده در مبارزه خود برای اثبات بی گناهی پدرش استفاده می کند. آلو که در اتوبوس شهری با او به شکلی پرحادثه ملاقات کرد، تبدیل به بزرگترین حامی اوموت در جستجوی عدالت برای پدرش می شود. هارون با هوش درخشان و ساختار عمیق خود و فجیر، یک جامعه شناس اصلاح ناپذیر، در طرف دیگر این جنگ قرار دارند. در تغییر توازن بین این نیروها، ما نبرد برای عدالت را تماشا خواهیم کرد که توسط اوموت انجام شده است، کسی که زندگی خود را برای پدرش که به بیماری آلزایمر مبتلا است، به خطر انداخته است.
خلاصه داستان: دو متخصص دل شکسته - یک معمار و یک ویراستار - پس از پایان روابطشان با همزمانی ملاقات می کنند. یک پیام تلفنی مرموز آنها را گرد هم می آورد و یک سفر عاشقانه و شفابخشی غیر منتظره را برانگیخت.
خلاصه داستان: کنعان گنجر برای گسترش کسبوکار اسلحهسازیاش با رئیس پلیس چتین همکاری میکند. یکی از افرادش، جلال، پس از رد درخواستش توسط اوستا الیاس، او را میکشد. علی که تحت تاثیر این حمله قرار میگیرد، برای کشف حقیقت دنبال شاهدی میرود، اما شاهد توسط افراد جلال کشته میشود. علی که مورد ضرب و شتم قرار میگیرد، به یک قهرمان تبدیل میشود.
خلاصه داستان: یازان پیشخدمتی است که زندگیاش فقط به پارک کردن خودروها محدود نمیشود. او ناخواسته وارد مسیری میشود که با یک دروغ آغاز شده؛ دروغی که در آن خود را فرزند یک مرد ثروتمند معرفی میکند. با ورود لارا، همهچیز رنگ دیگری میگیرد. عشقی شکل میگیرد که آنها را به مسیری پرچالش میکشاند؛ جایی که مرز میان واقعیت و هویت کمکم کمرنگ میشود، اما احساسات هنوز زنده و پرحرارت باقی ماندهاند.
خلاصه داستان: سزایر تصمیم می گیرد انتقام برادرش را که برای دولت کار می کرد و قربانی خرابکاری شده بود بگیرد، با جعل مرگ او زندگی جدیدی را آغاز می کند اما پس از مدتی باید به زندگی گذشته خود بازگردد.