خلاصه داستان: ته جونگ، مردی آرام و خوش رفتار، به ناحق به خاطر یک جنایت هولناک به زندان میافتد. پس از آنکه او درمییابد همه چیز توسط یوهان از پیش طراحی شده، در مسیر انتقام قدم میگذارد.
خلاصه داستان: جانگ با روم (Lee Seung-Gi) افسر پلیس تازه کاریست که با صداقت تمام ، جویای عدالت و رسیدن به حقیقت است تا اینکه با یک پرونده قتل زنجیره ای رو به رو میشود که قاتل آن از بیماری روانی سایکوپاتی (جامعه ستیزی) برخورد دار است ، درحالیکه تمام شهر بخاطر این قاتل در ترس و وحشت فرو رفته است ، جانگ با روم ، با این قاتل ترسناک رو به رو میشود …
خلاصه داستان: یم هی جو به عنوان مامور بازرسی امنیتی در یک فرودگاه بین المللی کار میکند. بهخاطر دوست پسرش لی دو کیونگ که کمک خلبان یک شرکت هواپیمایی است، بهطور اتفاقی طلایی از یک سازمان قاچاق به دستش میرسد. او کم کم به این طلا وسواس پیدا میکند و درگیر هرج و مرج، طمع و خیانت میان افراد مختلفی میشود؛ از جمله کارمند نزول خوار جانگ ووک، کاراگاه کیم جین مان و مدیر اجرایی پارک از باند گوم سونگ که با کازینو هتل گلد لند در ارتباط است.
خلاصه داستان: یک کاراگاه که تنزل رتبه گرفته برای حل یک پرونده قتل زنجیره ای به شهرش برمیگردد و مجبور می شود با دشمن قدیمیش که یک دادستان جاه طلب است همکاری کند تا هم قاتل را بگیرند و هم هر کدام به هدف خود برسند.
خلاصه داستان: زینب در مدرسه جدیدش، شاهد قتلی در ساختمانی قرنطینهشده در دوران یک اپیدمی میشود. او به همراه سه همکلاسیاش به دنبال یافتن قاتل میافتد تا از گسترش وحشت جلوگیری کنند، اما این جستوجو آنها را به مسیری خطرناک میکشاند.
خلاصه داستان: دیلک، مادری تنها و درگیر مشکلات مالی، برای تأمین هزینههای زندگی مجبور میشود کارهای مختلفی انجام دهد. در یکی از شبها، او مسافری مرموز را سوار میکند؛ مسافری که پیشنهادی خطرناک و وسوسهانگیز به او میدهد. قبول این پیشنهاد، زندگی دیلک و فرزندانش را وارد دنیایی از جرم، تعقیب، راز و خطر میکند؛ جایی که هر تصمیم میتواند پیامدی غیرقابل پیشبینی داشته باشد.
خلاصه داستان: آیله داستان اصلان است که پسر خانواده ای پرجمعیت است و یک کلوپ شبانه را اداره می کند. یک مرد فوق العاده زیرک. او شخصیتی تاریک و مرموز است. روانشناس دوین وارد زندگی این مرد دشوار می شود و شدید می شود.
خلاصه داستان: داستان در مورد اسرار عجیب و غریب مختلفی مانند "جنگل روح خون"، "شهر پولینگ" و "دره ارواح" می گوید که بائو ژنگ در جوانی خود در راه رفتن به پکن برای عجله برای امتحان تجربه کرد.