خلاصه داستان: حریم سلطان (به ترکی استانبولی: Muhteşem Yüzyıl؛ بهمعنای "سدهٔ باشکوه") نام یک سریال تلویزیونی تاریخی ترکیهای می باشد که بر پایهٔ زندگی سلطان سلیمان قانونی، دهمین و مشهورترین سلطان امپراتوری عثمانی، و همسرش خرم سلطان (روکسِلانا)، کنیز و بردهای که سلطان شد، نوشته شدهاست.
خلاصه داستان: یه ازدواج سیاسی تو قرن ۱۶ باعث میشه امپراتور مغول، اکبر، با شاهدخت راجپوت، جودا بای، ازدواج کنه. با اینکه خیلیا مخالف بودن، اما کمکم عشق بینشون شکل میگیره و این رابطه عاشقونه، سرنوشت هند رو وسط دسیسههای درباری و جنگای بین مغولا و راجپوتا عوض میکنه.
خلاصه داستان: یون گاب، یک افسر خوشقیافه در قصر، توسط موجودی به نام ایموگی تسخیر میشود. این موجود به یوری، دختری که اولین عشق یون گاب بوده، ارتباط دارد. یوری نوهی یک شمن معروف است، اما نمیخواهد واسطهی ارواح باشد و بهجای آن، عینکسازی میکند. ایموگی برای رفتن به بهشت به بدن او نیاز دارد، اما یوری مخالفت میکند. در همین زمان، شاه لی سونگ که میخواهد کشورش را قوی کند، با حوادث ترسناکی در قصر روبهرو میشود. این اتفاقات به ارواح زنانی مربوط میشود که از خانوادهی سلطنتی انتقام میگیرند. حالا یون گاب، یوری و شاه لی سونگ تلاش میکنند راز این ارواح را کشف کرده و از شر آنها خلاص شوند.
خلاصه داستان: در اواخر سلسله چوسان، خانوادهای از طریق تجارت آثار هنری به ثروت میرسند. اما رویدادی مرموز زمانی رخ میدهد که پسر خانواده، “هونگ رانگ”، پس از ده سال ناپدید شدن، بازمیگردد؛ در حالی که هیچ خاطرهای از دوران کودکیاش ندارد. خواهر ناتنیاش، “جه آی”، که از کودکی رابطه نزدیکی با او داشته، اکنون در پی کشف حقیقت پشت این ناپدید شدن ناگهانی است.
خلاصه داستان: این سریال داستان زندگی بارباروس خیرالدین پاشا، ملقب به ریش قرمز رو به تصویر میکشه. بارباروس خیرالدین پاشا که در زمان عثمانی کاپیتان دریایی دولت بود، پیروزی های فراموش نشدنی زیادی در جنگ های برون مرزی کسب کرد و باعث برتری عثمانی در دریای مدیترانه شد. اسم اصلی خیرالدین پاشا، رئیس خضر است که سه برادر به نام های اوروچ، اسحق، الیاس دارد.
خلاصه داستان: زندگی و پیروزیهای سلطان آلپ ارسلان، دومین سلطان سلسله سلجوقیان را به تصویر میکشد که پیروزیهای او باعث گسترش امپراتوری در قرن یازدهم شد و…
خلاصه داستان: در حین اشغال ایزمیر توسط یونانیان ، یک سرباز ترکی شروع به کار برای دشمن می کند. اما او واقعاً در کنار دشمن نیست. او باید این راز را با هزینه از دست دادن خانواده خود نگه دارد.
خلاصه داستان: Assi شاهد است که پدرش در دفاع از سرزمین خود کشته می شود. سالها بعد ، او پس از ترخیص از خدمت سربازی برای انتقام جویی به روستای خود باز می گردد ، اما خود را با نوراس پاشا و تأثیر شدیدش روبرو می کند.