خلاصه داستان: کانگ بیت نا یک قاضی کاربلد با ظاهری زیباست اما او در اصل یک شیطان است. ماموریت او کشتن افراد شروری است که انسان ها را به سمت مرگ سوق می دهند…
خلاصه داستان: یون گاب، یک افسر خوشقیافه در قصر، توسط موجودی به نام ایموگی تسخیر میشود. این موجود به یوری، دختری که اولین عشق یون گاب بوده، ارتباط دارد. یوری نوهی یک شمن معروف است، اما نمیخواهد واسطهی ارواح باشد و بهجای آن، عینکسازی میکند. ایموگی برای رفتن به بهشت به بدن او نیاز دارد، اما یوری مخالفت میکند. در همین زمان، شاه لی سونگ که میخواهد کشورش را قوی کند، با حوادث ترسناکی در قصر روبهرو میشود. این اتفاقات به ارواح زنانی مربوط میشود که از خانوادهی سلطنتی انتقام میگیرند. حالا یون گاب، یوری و شاه لی سونگ تلاش میکنند راز این ارواح را کشف کرده و از شر آنها خلاص شوند.
خلاصه داستان: پارک سونگ آ، یک دانشآموز دبیرستانی است که شبها بهصورت مخفیانه به عنوان شمن با نام پری چئونجی کار میکند. وقتی به گیون وو، پسری که در نگاه اول عاشقش میشود، نزد او میآید، متوجه میشود که او سرنوشتی مرگبار دارد. سونگ آ تصمیم میگیرد هر طور شده سرنوشت او را تغییر دهد…
خلاصه داستان: روح مرموز جینی پس از هزار سال خواب بیدار میشود تا سه آرزوی سرنوشتساز را برای گا یونگ، دختر جوانی که هیچ احساسی از خود نشان نمیدهد و به طور ناگهانی صاحب چراغ جادویی شده است، برآورده کند. جینی در حالی که تلاش میکند با شیطنتهایش خود را با دنیای مدرن وفق دهد، کم کم وارد زندگی گا یونگ میشود. در این میان، او و گا یونگ سرد و بی احساس، درگیر عشقی غیر منتظره و پرشور میشوند.
خلاصه داستان: یک مشاور روان شناسی که بیش از حد احساسات دیگران را جذب میکند، با زنی روبهرو میشود که احساس همدلی را انکار میکند. در جریان یک اتفاق غیرمنتظره، این دو به هم نزدیک میشوند و کمکم یاد میگیرند احساساتشان را با هم به اشتراک بگذارند و روی زندگی و نگاهشان به دنیا تاثیر میگذارد.
خلاصه داستان: عطیه یک دختر متفاوت و آزاد است که کارش نقاشی است و در کارش بسیار موفق است. عطیه از بچگی همیشه یه نماد خاص تو ذهنش بود که نقاشی میکرد. یه روز وقتی باستان شناس ها در گوبکلی تپه یک دروازه کشف کردن و عکسش منتشر شد متوجه شد این همون نماده و برای کشف این که چه ارتباطی بین این آثار و چیزی که در ذهنش هست وجود داره راهی گوبکلی تپه میشه و ماجراهای مرموز زیادی براشون اتفاق میافته…
خلاصه داستان: یک زن و مرد در یک حادثه جونشون رو از دست دادن و حالا شانس این رو پیدا کردن که روحشون توسط یک گوی جادویی در قالب فردی جدید دوباره به این دنیا برگرده…
خلاصه داستان: یون آی وقتی کوچک بود آرزو داشت جادوگر شود. اما در واقعیت، او فقط یک دانش آموز دبیرستانی است که حتی نمی تواند جوراب های جدید بخرد. پس از ملاقات با یک شعبده باز مرموز در یک کارناوال، او تصمیم می گیرد رویای خود را دنبال کند.
خلاصه داستان: "هندوانه درخشان" داستان پسری را روایت می کند که زندگی دوگانه ای را بین یک دانشجوی مدل و یکی از اعضای گروه دارد که به اشتباه زمان می افتد و با پدر 18 ساله خود ملاقات می کند. این دو در آنجا دوستی خواهند ساخت.