خلاصه داستان: این سریال درباره افرادی است که سرنوشت آنها به خاطر “هوانهونسول” (بازگشت روح مرده به فرد زنده) به هم گره خورده است. جانگ ووک (Lee Jae Wook) که از خانواده ای نجیب است به طور اتفاقی با مو دوک یی (Jung So Min) آشنا می شود. مو دوک یک جنگجور ماهر است که روحش در بدنی ضعیف گرفتار شده. او خدمتکار جانگ ووک میشود اما مخفیانه مهارت های رزمی را به او یاد می دهد…
خلاصه داستان: یون هو، گومیهو با نه دم، جوانی ابدی خود را در آغوش می کشد و از تجربیات انسانی دوری می کند. کانگ سی یول، یک فوتبالیست موفق، تا زمانی که یون هو وارد می شود، زندگی کاملی دارد و مسیر زندگی او را به طور غیرمنتظره ای تغییر می دهد.
خلاصه داستان: ریو سان یک ستاره محبوب است که همیشه مورد توجه بوده؛ زندگی او عالی بنظر می رسد اما سخت گیری های صنعت سرگرمی باعث می شود او خودکشی کند. از طرفی ایم سول کسی است که یک سانحه در کودکی باعث شد از رویاهایش دست بکشد؛ اما شنیدن آهنگ های ریو سان به او آرامش داد و از همان زمان طرفدار سرسخت او شد. بعد از شنیدن خبر خودکشی، او به طور معجزه آسایی به 15 سال قبل می رود و برای جلوگیری از آینده غم انگیز ریو سان تلاش می کند…
خلاصه داستان: او در زیر سایه تاریک جن زندگی می کند در حالی که او دارای ویژگی های فرشته ای است. وقتی این دو در یک داستان عاشقانه "جادویی" قرار می گیرند ، زندگی آمان و روشنی چگونه خواهد شد؟
خلاصه داستان: این سریال تلویزیونی با اقتباس از سری Webtoon \ "خوش آمدید" ، داستان طراح گرافیک کیم سول آه را که گربه را به خانه می آورد ، می گوید ، غافل از اینکه حیوان می تواند به یک انسان تبدیل شود.
خلاصه داستان: در سرنوشت آن ها، گوشه نشین و تزکیه کننده چی یوان بائو با پری روباه چانگ شا در کوه ماه شکسته روبرو شد، وقتی چانگ شا میخواست به میوه ی قلب و روح دست پیدا کند مستقیما به بدن چی یوان بائو میرود. این لحظه پیوند عمیقی بین این دو نفر ایجاد میکند پیوندی که میتواند به عشق تبدیل شود
خلاصه داستان: Ban Ji Eum توانایی خارقالعادهای دارد: او میتواند خاطرات تمام زندگیهای گذشتهاش را به خاطر بسپارد. با تکرار تناسخ خود برای نزدیک به هزار سال، Ban Ji Eum زندگی خود را پشتکار داشته است. بعد از اینکه زندگی قبلی اش قطع شد...
خلاصه داستان: سون وو هیول یک خون آشام نیمه انسانی است. او خیلی دوست دارد به یک انسان کامل تبدیل شود، اما تنها فرصت اینکار که هر صدسال پیش میاید را از دست می دهد. او با جون این هه که یک مهمون خونه رو اداره میکنه آشنا میشه…