خلاصه داستان: کنترل یکی از پردرد سر ترین محله های استانبول یعنی چوکور(گودال) در دست خانواده ی کوچوآ هست. مهم ترین قانون این خانواده اینکه اجازه به پخش م مصرف مواد مخدر نمیدن.ولی گروهی هست که روی این محله چشم دارن و میخوان این قانون (منع مخدر) رو بشکنن.که باعث میشه این نظم حاکم در محله بهم بخوره…
خلاصه داستان: داستان درباره مردی به نام کان توغلو هست که یک پدر مجرد و نسبتاً بیمسئولیته. او یک دختر کوچیک داره و وقتی پرستار بچهاش میره، مجبور میشه یک دختر روستایی به نام آیپری رو به عنوان پرستار استخدام کنه. کان یک مرد شهری، خوشگذران و کمی لوسه، در حالی که آیپری دختری ساده، سنتی و خیلی جدی و لجبازه. در ابتدا این دو نفر اصلاً با هم کنار نمیان و دائم با هم بحث و دعوا دارن، اما کمکم با گذشت زمان، رابطهشون تغییر میکنه و بینشون احساسات عاشقانه شکل میگیره. در کنار این داستان، ماجراهای بامزه، سوءتفاهمها و اتفاقات احساسی هم پیش میاد که داستان رو جذابتر میکنه ❤️
خلاصه داستان: یامان پسر خوشتیپی هست . او فردی ناراحت و گوشه گیری است ، فقط یه روز یه اتفاقی افتاد که زندگیشو عوض کرد. یامان بر خلاف چیزی که انتظار داشت با یه دختری که اجتماعی و خوشگل به اسم نفس آشنا میشه . یامان و نفس تو یه روستا همدیگرو میبینن.به خاطر گذشته سیاه ، یامان و نفس رو مقابل هم قرار میده و از وقتی که با هم آشنا شدن زندگی شونو عوض میکنه…
خلاصه داستان: مصطفی و اینجی این راز 35 ساله را که از همه حتی از فرزندان خود توانسته اند مخفی نگه دارند حالا برایشان دردسر ساز شده است. یک مرد تک چشم که از گذشته آنها آمده است برای خانواده خطر بزرگی خواهد بود. سحر، دختر بزرگ خانواده کوزگون، یک وکیل موفق است. در طول سال های دانشگاه با بوراک که یک تهیه کننده فیلم هست عاشق و معشوق هم بودن.. سحر به طور ناگهانی تصمیم گرفت که جدا بشه و بخاطر گم کردن رد خود به تحصیل خود در آنکارا ادامه داد. پس از سالها فیلمی که عشق گم شده بوراک رو تعریف میکنه,سحر رو مقابل بوراک میاره و برای پنهان کردن اسرار زندگیش خیلی سختی خواهد کشید…
خلاصه داستان: جنگجو داستان قهرمان هایی به اسم “بوردو برلی” ها (نیروهای ویژه) میباشد که در سخت ترین شرایط دنیا خدمت میکنن و در مقابل سختی هایی که در ذهن نمیگنجه ایستادگی میکنن. ” اگه بحث وطن وسط باشه، هیچ چیز دیگه ای اهمیت نداره”
خلاصه داستان: سریال ترکی قول درباره زندگی یک سرباز ترکیه ای ماهر و آموزش دیده به نام یاووز کاراسو و اهل کارابایر است. او و نامزدش زمانی که در استانبول یک حمله تروریستی انجام می شود، آنجا هستند که یاووز در این اتفاق نامزدش را از دست می دهد. هرچند که در این حادثه، بهار که جراح نیست، سعی می کند نامزدش را نجات دهد ولی ناموفق است
خلاصه داستان: چمبر ماجرای یگ گروه پلیسیه که برای روشن کردن وضعیت پرونده ای اسرار انگیز و مرموز ترکیه به دستور فرماندهی تشکیل شده.. هرکدوم از اعضای این گروه که یه استعداد خاص دارن توسط کمیسر ارشد باریش مدیریت میشن. کمیسر آدم که با تجربه بالایی که داره سرنخارو به روش خودش پیدا میکنه.. کمیسر عایشه که استعداد خوبی در تشخیص حرفای دروغ از راست رو داره.. کمیسر وولکان هم توانایی های شگفت انگیزی در زمینه آی تی و کار با کامپیوتر داره. همگی این افراد با هم یک جا جمع میشن و سعی میکنن با کمک هم مسائل رو حل کنن…
خلاصه داستان: داستان ستاره چوپان از جایی شروع میشود که زهره دختر زیبای که در نیغده به دنیا اومده و بزرگ شده نمیخواد با آدم ثروت مند شهر کاپادوکیه به اسم فیکرت کارا کایا ازدواج کنه. زهره یه خاطر قدرتی که فیکرت کارا کایا داره محکوم به ازدواج با اون میشه.
سعید استاد سنگ تراشی که آدم درست کاری هست در این بین با زهره که به کاپادوکیه آوردنش روبه رو میشه. و این رو به رو شدن به یه عشق بی پایان تبدیل میشه.عشق بین اونا به هر جایی و هر کسی بخوره اونو به خاکستر تبدیل میکنه. و در مقابل اونا یه قدرت بزرگ مثل فیکرت کارا کایا وجود داره و…