خلاصه داستان: این سریال داستان مبارزهٔ تکاندهندهٔ ثریا را روایت میکند؛ زنی که پس از از دست دادن فرزندش تلاش میکند دوباره به زندگی بازگردد و در مسیری باریک میان عدالت و انتقام قدم برمیدارد. این سفر عمیق که در آن غم، خشم و وجدان در هم میآمیزند، بیننده را شاهد تولد دوبارهٔ زنی نیرومند میکند…
خلاصه داستان: سریال اگر پادشاه ببازد یک درام اجتماعی و جذاب است که به تقابل بین دو طبقه اجتماعی، یعنی ثروتمندان و فقیران، میپردازد. فادی (Merve Dizdar) شخصیت اصلی داستان، جوانی از یک خانواده فقیر است که در تلاش برای یافتن یک فرصت شغلی مناسب دچار مشکلات متعددی میشود. اما آشنایی او با کنان باران (Halit Ergenç)، که فردی بانفوذ و ثروتمند است، مسیر زندگی او را تغییر میدهد. فادی وارد دنیای تجملات شده و تحت تأثیر شخصیت مرموز و مقتدر کنان قرار میگیرد.
خلاصه داستان: این داستان مبارزات یک زن را برای یافتن هویت خود و بازسازی زندگی خود در دنیایی تحت سلطه مردان می گوید. سیلان به خاطر پسرش با همسر بیکار و بی ادب خود ، نكمی ، كه او مجبور به ازدواج شد ، قرار می دهد.
خلاصه داستان: عایشه (فوندا ارییت) سالها به اتهام قتل همسرش در زندان بوده است. پس از آزادی، تنها آرزویش این است که دوباره دخترش زینب را در آغوش بگیرد — دختری که سالها پیش از او جدا شده است. اما زینب حالا توسط مردی به نام کمال (جانر سیندورک) به فرزندی پذیرفته شده و هیچ اطلاعی از هویت واقعی مادرش ندارد.
عایشه برای رسیدن دوباره به فرزندش، باید اعتماد — و شاید حتی قلب — کمال را به دست آورد. در این مسیر، بزرگترین مانع او سونا (زرّین تِکیندور) است، مادرشوهر سابقش که مرگ پسرش را تقصیر عایشه میداند و تشنهی انتقام است. این سریال درام ترکی اقتباسی از سریال کرهای «دروغ پس از دروغ» است.
خلاصه داستان: آزرا، عروس یکی از اصیلترین و قدیمیترین خانوادههای ترکیه، یعنی خانوادهی «کارااسلان»، پس از آنکه زندگیاش در یک شب بهکلی دگرگون میشود، همراه دخترش پا به راهی میگذارد که بازگشتی ندارد. اما وقتی دستگیر میشود، ناچار میشود دخترش را پشت سر بگذارد.
تنها یک راه برای دیدار دوباره با فرزندش دارد: باید چهرهاش را تغییر دهد، با هویتی کاملاً تازه به آن عمارت برگردد و همهی رازهای شوهرش امیرهان و خانوادهاش را فاش کند. به این ترتیب، هم خودش و هم دخترش را از آن جهنم نجات خواهد داد. در این نبرد بیامان، مسیر آزرا با «باریش»، جراح زیبایی موفقی، تلاقی میکند. اما سرنوشت، بازی سختتری برایش رقم میزند.
آزرا پس از عمل جراحی حافظهاش را از دست میدهد و در جهانی پر از ابهام چشم باز میکند.
در حالیکه همراه باریش به دنبال ردپای گذشتهاش میگردد، تماسی مرموز دریافت میکند که او را دوباره به عمارت کارااسلان میکشاند؛ جایی که زمانی بانوی آن خانه بود، اما این بار به عنوان غریبه ای در آینه بازمیگردد.
خلاصه داستان: داستان درباره خانوادهای بزرگ و پر از شخصیتهای متفاوت است که هرکدام دغدغهها و
ماجراهای مخصوص خود را دارند. اتفاقات بامزه، چالشهای خانوادگی، اختلافات خندهدار،
عشق، حسادت و صمیمیت، بخش اصلی روایت را تشکیل میدهد. وقتی یک اتفاق غیرمنتظره در زندگی خانواده رخ میدهد، همه مجبور میشوند با هم همکاری کنند
و همین موضوع باعث شکل گرفتن ماجراهای طنزآلود و شیرینی میشود.
خلاصه داستان: بعد از اینکه یک بالرینا بینایی خود را از دست داد ، او برای یک پناهنده سوری سقوط می کند. اما وقتی پدرش عاشقانه خود را منع می کند ، اونسی ، صاحب تئاتر ، شروع تازه ای را به او ارائه می دهد.
خلاصه داستان: سریال زمینهای حاصلخیز داستان نبرد دو خانواده قدرتمند در آدانا را روایت میکند که ریشههای دشمنیشان به نسلها قبل بازمیگردد. جنگ خاموش میان خانوادههای برکتاوعلو ها و کاراهانلیها در زندگی نسل جدید دوباره زنده میشود. این نبرد برای زمین، قدرت و حیثیت خانوادگی، سرانجام به آغاز عشقی ممنوعه میانجامد که همه معادلات را بر هم میزند.
خلاصه داستان: سریال زمینهای حاصلخیز داستان نبرد دو خانواده قدرتمند در آدانا را روایت میکند که ریشههای دشمنیشان به نسلها قبل بازمیگردد. جنگ خاموش میان خانوادههای برکتاوعلو ها و کاراهانلیها در زندگی نسل جدید دوباره زنده میشود. این نبرد برای زمین، قدرت و حیثیت خانوادگی، سرانجام به آغاز عشقی ممنوعه میانجامد که همه معادلات را بر هم میزند.
خلاصه داستان: دیلک، مادری تنها و درگیر مشکلات مالی، برای تأمین هزینههای زندگی مجبور میشود کارهای مختلفی انجام دهد. در یکی از شبها، او مسافری مرموز را سوار میکند؛ مسافری که پیشنهادی خطرناک و وسوسهانگیز به او میدهد. قبول این پیشنهاد، زندگی دیلک و فرزندانش را وارد دنیایی از جرم، تعقیب، راز و خطر میکند؛ جایی که هر تصمیم میتواند پیامدی غیرقابل پیشبینی داشته باشد.