خلاصه داستان: کانگ شی او مدیری خوش چهره اما سرد و سختگیر است و به همین دلیل در محل کار به عنوان بد اخلاق ترین فرد شناخته می شود. چا جی یون در کارش بسیار توانمند است و همکارانش برای او احترام زیادی قائلاند. او در زندگی روزمره اش دچار رخوت و بی انگیزگی شده و رابطه عاشقانه ای هم ندارد، اما زندگی عادی او با حضور رئیسش، کانگ شی او، کم کم دستخوش تغییر میشود.
خلاصه داستان: کانگ یونگ هو، رئیس گروه بزرگ چویسونگ و یکی از قدرتمندترین چهره های تجاری کره جنوبی است که بهتنهایی این امپراتوری را ساخته و به «خدای تجارت» معروف شده است. اما پس از یک حادثه غیر منتظره، روح او با هوانگ جون هیون، فوتبالیست جوانی که تازه به تیم اف سی چویسونگ پیوسته، جا به جا میشود. حالا کانگ یونگ هو در بدن هوانگ جون هیون، بهعنوان کارمند تازه وارد وارد گروه چویسونگ میشود و با ذهن نابغه یک تاجر بزرگ در جسمی جوان، سفری غیرقابلپیشبینی را آغاز میکند.
خلاصه داستان: کانگ ته جو یک جراح مغز و اعصاب و مدیر بیمارستان است. او با گو سه یون ازدواج کرده که رئیس هیئت مدیره همان بیمارستان است. یک روز کانگ ته جو به همسرش میگوید که میخواهد از او طلاق بگیرد، اما روز بعد گو سه یون ربوده میشود. در نتیجه، کانگ ته جو همزمان هم به عنوان یک فراری تحت تعقیب قرار میگیرد که به ربودن همسرش مظنون است، و هم کسی است که برای نجات او به دنبال یافتن و نجات همسرش میگردد.
خلاصه داستان: یک مشاور روان شناسی که بیش از حد احساسات دیگران را جذب میکند، با زنی روبهرو میشود که احساس همدلی را انکار میکند. در جریان یک اتفاق غیرمنتظره، این دو به هم نزدیک میشوند و کمکم یاد میگیرند احساساتشان را با هم به اشتراک بگذارند و روی زندگی و نگاهشان به دنیا تاثیر میگذارد.
خلاصه داستان: سلین ۲۱ ساله، ناگهان خود را در تابستان سال ۱۹۹۶ مییابد و به شکلی غیرمنتظره در قالب یکی از نزدیکترین دوستان مادر جوانش قرار میگیرد. این سفر عجیب به گذشته، فرصتی در اختیار او میگذارد تا نهتنها جوانی مادرش را از نزدیک ببیند، بلکه تصمیمها و انتخابهایی را درک کند که مسیر زندگی خانوادهاش را در زمان حال شکل دادهاند.
خلاصه داستان: سه مرد که زمانی بهترین در حوزه خود بودند، پس از حادثهای مرموز به جزیره دورافتاده یونگ سون کشیده میشوند. یک مأمور سابق اطلاعاتی، یک مأمور ویژه کره شمالی با حافظه ازدست رفته، و یک گانگستر افسانه ای، هرکدام در جستجوی حقیقت، گذشته گمشده یا انتقام هستند. با آشکار شدن راز آن حادثه، سرنوشت این سه مرد به شکلی خطرناک به هم گره میخورد.
خلاصه داستان: شین سو ری یک بازیگر ناشناس است که روح یک زن فریبکار و بدنام از دوران چوسان در او حلول میکند و شخصیتی خشن و تند پیدا میکند. کانگ دا شیم زمانی یکی از بلند مرتبه ترین صیغه های سلطنتی بود که به عنوان فریبنده ملی شناخته میشد و به مرگ با زهر محکوم شد. روح او به قرن 21 منتقل میشود و در آنجا زندگی جدیدی را آغاز میکند.
خلاصه داستان: در کره جنوبی قرن بیست و یکم که پادشاهی مشروطه بر آن حاکم است، سونگ هی جو، دختر دوم یک خانواده فوق ثروتمند، با وجود زیبایی و هوش بالا، به خاطر عادی بودنِ نسب اش (غیر سلطنتی بودن) با مشکلاتی رو به رو می شود. این موضوع او را به شاهزاده یی آن، پسر دوم پادشاه که از مردم دوری میکند و جز عنوان سلطنتی چیزی ندارد، پیوند میدهد. دیدار این دو نفر نقطه آغاز تغییرات عمیقی در زندگی هر دوی آنهاست
خلاصه داستان: یک وکیل که پس از افتتاح دفترش در خانه یک شمن شروع به دیدن ارواح میکند، ناخواسته پرونده های مربوط به شکایت های ارواح را برعهده میگیرد. در همین مسیر، یک وکیل موفق و سرد مزاج که به او باخته است، کم کم با حقیقت توانایی او روبه رو میشود و این دو با همکاری هم پرونده های عجیب را حل میکنند.
خلاصه داستان: کانگ سونگ جه بهترین کارآموز مرکز آموزش نظامی بوده، اما به دلیل وضعیت مالی ضعیف خانواده و بزرگ شدن توسط پدر مجرد و فقیرش، به عنوان سرباز تحت نظارت ویژه طبقه بندی می شود. او با توجه به تجربه اش در کمک به غذا فروشی سیار پدرش، به عنوان دست
یار یون دونگ هیون در آشپزخانه سلف منصوب میشود. در همین زمان، یک هولوگرام شبیه بازی به نام «مسیر آشپز» در مقابل او ظاهر میشود. با انجام مأموریت هایی که این هولوگرام به او میدهد، مهارت آشپزی اش بهبود پیدا میکند. او به تدریج به خاطر توانایی هایش شناخته میشود و مورد حمایت اطرافیان قرار میگیرد.