خلاصه داستان: لیلا که پس از ازدواج مجدد پدرش توسط نامادری خود رها شده بود، سال ها بعد به دنبال انتقام برمی گردد. با این حال، تلاش او تبدیل به یک سفر احساسی پر از عشق و مبارزه با زنی می شود که زندگی او را ویران کرده است.
خلاصه داستان: کانگ یونگ هو، رئیس گروه بزرگ چویسونگ و یکی از قدرتمندترین چهره های تجاری کره جنوبی است که بهتنهایی این امپراتوری را ساخته و به «خدای تجارت» معروف شده است. اما پس از یک حادثه غیر منتظره، روح او با هوانگ جون هیون، فوتبالیست جوانی که تازه به تیم اف سی چویسونگ پیوسته، جا به جا میشود. حالا کانگ یونگ هو در بدن هوانگ جون هیون، بهعنوان کارمند تازه وارد وارد گروه چویسونگ میشود و با ذهن نابغه یک تاجر بزرگ در جسمی جوان، سفری غیرقابلپیشبینی را آغاز میکند.
خلاصه داستان: زینب که با پشت سر گذاشتن دوستانش ، همه فامیلاش و زندگیش به دنبال عشقش ارتان به آمریکا فرار کرده ، به همراه نا امیدی ها و یک بچه به ترکیه برمیگرده . از طرف دیگر هم وقت اون رسیده که فاتح که برای تحصیل به آمریکا رفته بود با نا امیدی به ترکیه و به کنار خانوادش برگرده . این داستان این دو نفر رو با دو زندگی متفاوت در راه بازگشت به خانه کنار هم میاره و …
خلاصه داستان: کانگ ته جو یک جراح مغز و اعصاب و مدیر بیمارستان است. او با گو سه یون ازدواج کرده که رئیس هیئت مدیره همان بیمارستان است. یک روز کانگ ته جو به همسرش میگوید که میخواهد از او طلاق بگیرد، اما روز بعد گو سه یون ربوده میشود. در نتیجه، کانگ ته جو همزمان هم به عنوان یک فراری تحت تعقیب قرار میگیرد که به ربودن همسرش مظنون است، و هم کسی است که برای نجات او به دنبال یافتن و نجات همسرش میگردد.
خلاصه داستان: یک مشاور روان شناسی که بیش از حد احساسات دیگران را جذب میکند، با زنی روبهرو میشود که احساس همدلی را انکار میکند. در جریان یک اتفاق غیرمنتظره، این دو به هم نزدیک میشوند و کمکم یاد میگیرند احساساتشان را با هم به اشتراک بگذارند و روی زندگی و نگاهشان به دنیا تاثیر میگذارد.
خلاصه داستان: زنی با ایمان به عشق با مردی ملاقات می کند که به دلیل دلشکستگی گذشته در مورد عشق محتاط است. علیرغم تفاوت هایشان، آنها به هم نزدیک می شوند و باید تصمیم بگیرند که آیا می توانند بر دیدگاه های مخالف خود غلبه کنند یا خیر.
خلاصه داستان: دختر بچه ای به نام درین زندگی شادی با عادل پدرش دارد. با این حال، یک روز زندگی شاد آنها وارونه می شود. پدر او را برای جرمی که مرتکب نشده،دستگیر و روانه زندان می کنند. درین پس از آن، به طور دائم از پدرش جدا شده است.در حالی که اعتقاد داشتند که پدر او مجرم است او سال های زیبای جوانی خود را در یتیم خانه سپری می کند. بعد چندین سال، درین به خاطرات پدرش دسترسی پیدا می کند و میفهمد که او بی گناه بوده است و تصمیم میگیرد از کسانی که باعث شدند پدرش به زندان بیافتد، انتقام بگیرد.